قسمت دوم (آخرين قسمت )
همانطوريكه مي دانيد تاريخ كوخرد تاريخي طولاني و حكايتش بس بي شمار است . به همين جهت به خاطر اطلاع يافتن دست اندركاران نشريه و خوانندگان محترم به گفتگو با دو بزرگ كوخرد پيرامون آنچه از ديروز دارند پرداخته ايم . جناب آقاي حاج احمد علي جاويد خير بزرگوار و زحمت كشي كه آنچه دارد براي كوخرد است و جناب آقاي حاج يوسف محمد هادي پايمزد كه به كوخرد خود مي نازد چون كوخرد نگيني بر تاريخ شهرستان است . در شماره قبل قسمت اول اين گفتگو را تقديمتان نموديم ، در اين شماره با هم ادامه گفته هاي آنان را با هم پي مي گيريم :


" />


" />
حاج احمد علي كه خيلي مشتاق است درباره كوخرد ديروز دوباره سر صحبت برايمان باز كند مي گويد : سرزمين سيبه ديروز و كوخرد امروز فرماندهان مختلفي بر آن حكومت مي راندند . دو فرمانده كه من از گذشته ها نام آنها را به خاطر دارم و مي گويند در زمان اوايل اسلام فرماندهان منطقه سيبه بوده اند ، هاشم و خواجه احمد بودند . آنان مدتي طولاني فرماندهي اين منطقه در عهده داشتند و قدرت از آن آنان بود . در دوران اين دو فرمانده بين حاكم مركزي و آنان جنگ صورت مي گيرد كه جنگ آنان شش ماه طول مي كشد تا اينكه اين دو فرمانده دستگير مي شوند و به طور بسيار وحشتناكي و با استفاده از ريختن روغن داغ بر سر آنان ، آنها را به قتل مي رسانند . حاجي در ادامه مي گويد : اثري كه هم اكنون در وسط رودخانه مهران وجود دارد و به ترنه معروف است كه گوري ها بوده ، كه محل انتقال آب شيرين از وسط آب شور مهران بوده است.
حاج احمد علي از سخت كوش بودن مردم در دوران گذشته مي گويد : مردم در دوران گذشته خيلي زحمت مي كشيدند يعني مثل حالا نبود كه همه آماده خور و تنبل هستند ، جوانان به فكر كار نيستند و پولشان از پدرشان تامين مي شود . مردم هميشه براي تكه اي نان روزها زحمت و تلاش را متحمل مي شدند . سالها قحطي رخ مي داد و مردم حتي نان خوردن هم در خانه نداشتند . يادم است در زمان جنگ ميان ژاپن و آلمان سه سال قحطي رخ داد . همچنين در سال 1356 سيل اكثر خانه ها را خراب نمود و مردم هيچ چيز حتي لباس مناسب براي پوشيدن هم نداشتند . حال آن دوران را با اين دوران مقايسه كنيد و ببينيد مردم آن دوران چگونه و در چه شرايط زندگي مي كردند و مردم اين دوران چگونه زندگي مي كنند . حاجي از هنرمند بودن مردم در گذشته مي گويد : مردم در گذشته همه اهل فن و هنر بودند . كسي بيكار نمي نشست . كسي كار كردن را زشت نمي دانست . كسي اگر كاري مي كرد ديگران او را مسخره نمي كردند . مردم خود ساروج مي ساختند . خود گچ مي پختند ، خود آن را از كوه مي آوردند . خود جارو و وسايل مختلفي كه نياز داشتند را از برگ درخت خرما مي ساختند اما حالاچه ؟
حاج يوسف محمد هادي هم از بزرگاني است كه به سرزمين آبا و اجدادي خود مي نازد و بر تاريخ آن افتخار مي كند . وي درباره قديم كوخرد مي گويد : وضعيت آب و تامين آب بوسيله قنات صورت مي گرفت . رشته قنات هاي كوخرد از شمال هرنگ تا نزديك ترنه دليلي بر اين مدعاست . البته آنان كه چشم به مستند دار بودن تاريخ كوخرد ندارند اين رشته قنات ها را پر از خاك نمودند و فقط تعداد شايد اندكي آثار كمي از آنان باقي مانده باشد . در دوران گذشته شخصي به نام اسماعيل و محمد يوسف جعفر كار تقسيم آبها را در قنات ها انجام مي دادند . آن دوران ما خيلي كوچك بوديم . وي در ادامه از چگونگي استفاده از آب قناتها اشاره كرده و مي گويد : از آب قناتها به دو طريق مي توانستيم استفاده نماييم يا از طريق كانال كشي در پايين آنها يا از طريق پله هايي كه در درب ورودي آنها وجود داشت آب را مي توانستيم به طور مستقيم برداشت نماييم .
جناب آقاي حاج يوسف در ادامه مي گويد : در دوران گذشته بارندگي خيلي زياد بود ، وضعيت قناتها و بركه ها از نظر آب هم مشكلي نداشت . اكنون با توجه به بارندگي هاي اندك در منطقه خودمان و عدم وجود قنات و استفاده بيش از حد از آب ، احتمال وجود بي آبي در منطقه وجود دارد . بياييم همه دست در دست هم دهيم مثل گذشته با هم صميمي و يكدل باشيم و براي كوخردمان همه تلاش كنيم . در گذشته همه در كارها به كمك همديگر مي رفتند و يار و مددكار يكديگر در مشكلات بودند . اما حالا چرا اين طور نباشد ؟ حاج يوسف پايمزد مي افزايد : قاضي كوخرد در گذشته خيلي خير و خيرات انجام مي داد و درب خانه ايشان به روي هر رهگذري باز بود و اكثر مردم در ماههاي رمضان و روزهاي عيد در منزل آنان بودند .چه خوب است آيين خوب گذشتگان را زنده كنيم و عيبهاي امروز یمان را بپوشانيم .
برای حاج احمد علی جاوید و یوسف محمد هادی آرزوی سلامتی و سربلندی را داریم .
+
نوشته شده در ساعت   توسط کوخردی
|
همانطوريكه مي دانيد تاريخ كوخرد تاريخي طولاني و حكاياتش بس بي شمارند .
به همين جهت به خاطر اطلاع يافتن دست اندركاران نشريه و خوانندگان محترم به گفتگو
با دو بزرگ كوخرد پيرامون آنچه از ديروز دارند پرداخته ايم . جناب آقاي حاج احمد
علي جاويد خير بزرگوار و زحمت كشي كه آنچه دارد براي كوخرد است و جناب آقاي حاج
يوسف محمد هادي پايمزد كه به كوخرد خود مي نازد چون نگيني بر تاريخ شهرستان است .
با هم گفته هاي آنان را مي خوانيم :

" />
" />
در ابتداي كلام حاج احمد علي
از تاريخ كوخرد برايمان مي گويد : مردم كوخرد كه در زمان هاي بسيار دور سيبه نام
سرزمينشان بود ، مردماني حكومت نشين بودند يعني حاكم و حكمران داشتند . مردمان
سيبه (كوخرد ديروز ) كار و معيشت شان كشاورزي و چاروداري بود . كشاورزي به دليل
بارندگي هاي بي شمار و رحمت الهي بسيار پر فايده بود و از طريق ايجاد چاه و قنات و
گاو و گوچه مزارع و باغات و محصولات خود را آبياري مي كردند و گروه بعدي چارودار
بودند يعني قافله دار و بازرگاني مي كردند و با الاغ به جاهاي مختلف سفر مي كردند
. آنان چيزي به اطراف مي بردند و در عوض
چيزديگري را مي آوردند كه يكي از اين
قافله داران كه در منطقه شهرت آن بسيار زياد است جلودار مهران بود كه مردي عادل و
دانا بود كه با كاروان خود حتي به پاكستان و هند هم مسافرت مي نمود . ايشان اهل
كوخرد بود و سفرهاي او پنج الي شش سال به طول مي انجاميد .
حاج احمد علي در ادامه مي گويد : جلو دار مهران كه فكر مي كنم هيچ كدام از
جوانان امروزي ماجراي او را نشنيده اند مردي بود كه در بند لهBANDALA در مسير لنگه در كوهي كه
محل كاروان آنان بود ، تخته سنگ هايي چسبانده تا حيوانان و قافله از بالا به پايين
پرت نشوند . در زمان قديم اكثربركه ها به شكل افقي و بلند ساخته مي شد كه جلودار
مهران اكثر بركه ها را خود مي كند و مي ساخت . اولين بركه به شكل امروزي در كوخرد
بركه گرد است كه هنوز وجود دارد و به همين خاطر آن را بركه گرد نام نهاده اند.
اين بركه يادگار ديروز كوخرد است كه
بايستي آن را حفظ نمود زيرا مربوط به پنج هزار سال پيش است . بركه شيخ نيز از بركه
هاي بسيار قديمي است كه در زمبن هاي قديم نخلي در آن روئيده بود يعني در زمان سيل
به دليل خاك گرفتگي پس از گذشت زمان نخل در آن روئيده و در آن بزرگ شده بود كه
بعدها نخل از درون بركه بيرون آورده شد .
حاجي دوباره از كوخرد مي گويد : در كوخرد ديروز و در
كنار كور ارمني كه اكنون كنار زمين فوتبال زير ده مي باشد زرگرهايي اطراق نموده
بودند كه در زير آن درخت ها از طلا و فلزات وسايل مي ساختند كه موقعي كه ما بچه
بوديم در زير آن درخت ها تكه هايي از وسايل جا مانده آنان را پيدا مي كرديم . در
آن زمان ها از قبله كوخرد تا چاله و گريند نود چاه و گوچه وجود داشت و همچنين از
آسو تا بند نجو NAJOO
يك ولايت بوده است و در آن زمان ها در آسو هم تعدادي گور نشين نشسته بودند .
ادامه
گفتگو در شماره آينده منتظر باشيد
(( بر گرفته از نشریه محلی فرهنگ کوخرد * شماره ی دوم ))
+
نوشته شده در ساعت   توسط کوخردی
|